السيد محمد حسين الطهراني

261

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

دست از آن برداشت . عمل كردن به ظنّ و گمان ، در قرآن مجيد ممنوع به شمار آمده است . و انسان حقّ ندارد جز راه علم و قطع و يقين را بپيمايد . كدام دليل قطعى و يقينى بر اتّصال بشر به ميمون ارائه شده است ؟ ! داروين پنداشته است كه آن اتّصال به وسيله ميمون است ؛ و قائلين به تبدّل انواع اين گفتار را به دلائل بسيارى ردّ كرده‌اند و قائل به حلقهء مفقوده گشته‌اند ، و در جستجوى آن حلقه ميباشند . فيكسيستها كه ابداً تبدّل را قبول ندارند ، و تبدّل و تطوّر را در داخل انواع ميدانند ، نه تبدّل نوعى را به نوع دگر و تغيّر و تطوّر ماهيّت موجودى را به ماهيّت آخر . كدام دليل يقينى و علمى و تجربى در فنّ زيست شناسى بر قاطعيّت تبدّل انواع اقامه شده است ؟ ! حكيم و دانشمند جز از راه علم سخن نميگويد ، و محتملات را در بوته احتمال و در بقعه امكان واميگذارد . سخن علّامه در باب تبدّل انواع عاليترين حكم و نتيجه ايست كه بايد بدست آيد . زيرا ميگويند : براى تبدّل انواع دليل علمى اقامه نشده است كه بطور يقين و مشاهده مطلب را اثبات كرده باشد . پس احتمال طرف مقابلِ اين سخن به حال خود و به قوّه خود باقيست . و نميتوان بدون حجّت عقليّه دست از ظاهر قرآن برداشت . و منظور از مشاهده ، يقين است نه ديدن ؛ كه بتوان با تكثير أمثله و ترديد در ردّ و قبول ، صحنه سازى كرد و ميدان مغالطه را گسترش داد ! و گرنه همه ميدانند كه مراد از مشاهده تركيبات شيميائى ، فعل و انفعالى است كه در دو چيز صورت ميگيرد و چيز سوّم را بوجود ميآورد ، و مراد از مشاهده حركت